نوشته‌های من
یادداشت های روز

بی حوصلگی

به صفحه ی سفید زل زده ام. میپرسم، امروز چه بنویسم؟ میگوید: از حس امروزت بگو. خود سانسوری نکن. بگذار بی حوصلگی این روزهایت، بیرون

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

زنگ زدگی

نرم افزار گوشی در حال بروز رسانی ست. قطعا هر بار پس از آپدیت شدن، امکانات جدید و قابل توجهی به آن افزوده میشود. این

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

لباسهایم

انبوه لباسها روی هم تلنبار شده اند. اوضاع کمد آشفته به نظر میرسد. این را وقتی متوجه میشوم، که کشوهایش قابل بازگشایی نیستن یا به

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

آینه

مدتی بود که هرروز صبح، خود را در آینه برانداز میکرد. گاهی به شیارهای پیشانیش خیره میشد و حس میکرد، عمیق تر شده اند. هرچند

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

دست انداز نوشتن

از هر دری نوشته ام، چیزی در چنته ندارم. لاجرم به زخم هایم رجوع میکنم که هنوز تازه اند و دردناک. ناگاه یادم می افتد

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

تصمیم غلط

مضطرب بودم. نتایج کنکور اعلام شده بود و مدام چک میکردم. آخرین باری که سایت را باز کردم، برق عجیبی در چشمانم نشست. من قبول

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

زن در ریگ روان

پوچی زندگی را پذیرفته ام اما هنوز تقلا میکنم برای یافتن چیزی که این پوچی را نفی کند. رمان زن در ریگ روان نمایانگر همین

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

دل آشوب

دل آشوبم، نمیدانم چه مرضی به جانم افتاده است. فقط میدانم که قرار روزهای قبل را ندارم. این روزها، اگر کسی از من بپرسد دردت

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

کتاب شخصی من

آخرین باری که به کتابفروشی رفته بودم، در میان انبوه کتابها به این فکر میکردم که ای کاش فهرستی طویل از تمام دغدغه هایم در

ادامه مطلب »
یادداشت های روز

فاصله

هرگز تا آن زمان معنای فاصله را نفهمیده بودم. این تصمیم بزرگی بود که میتوانست مسیرم را برای همیشه عوض کند. من آدم تغییرهای بزرگ

ادامه مطلب »